پرونده ی مربوط به ۶ سال حبس ظالمانه حشمت اله طبرزدی دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران  که درسال ۹۵ تشکیل و در آبانماه و پس از ۷ آبان   قطعی شده بود برای اجرا به شعبه ۱۱ بازپرسی مقدسی ارجاع شد.
مهندس طبرزدی طی این ۴ سالی که از زندان آزاد شده بود همواره از حقوق اساسی ملت ایران دفاع کرد و حاضر نشد زیر فشار تهدید امنیتی کوتاه بیاید.
پرونده ایشان در آستانه  میتینگ ۲۱ آبانماه  قطعی و پس از ترور قاسم سلیمانی و اعلام مواضع حق طلبانه ایشان در این مورد، برای اجرا به شعبه مربوطه ارجاع شد.
مهندس طبرزدی برای پرداختن هزینه مبارزات ملی و دموکراتیک خود، همواره آماده بوده و هست اما در هیچ شرایطی در برابر ستم حاکم کوتاه نیامده و نخواهد آمد.
روابط عمومی جبهه دموکراتیک ایران
۱۴ دی ماه ۱۳۹۸ خورشیدی

از جنبش کارگری در خوزستان پشتیبانی همه جانبه کنیم.
هم میهنان گرامی،کارگران نیشکر هفت تپه و گروه ملی فولاد ، کارد به اسخوان رسیده هایی هستند که برای رسیدن به حقوق اساسی خود،به حرکت در امده اند.
این جنبش به زودی فراگیر شده و همه ی کارگران،معلمان،دانشجویان، کامیونداران، کار افرینان،دانش اموزان،مالباختگان،پرستاران، کسبه و سایر طبقات اجتماعی را که به نحوی متشکل هستند ، در بر خواهد گرفت.این حرکت توفنده است و زندان و سرکوب جلودار ان نخواهد بود.
باید در این مرحله از خواسته های به حق جنبش کارگری در خوزستان به صورت همه جانبه پشتیبانی کنیم و یکصدا خواهان ازادی رهبران انها چون اسماعیل بخشی و سایر رفقای بازداشت شده ی او باشیم.
حکومت بسیار وقیح است که در جلوی چشم هزاران تن از کارگران و سایر شهروندان، دست به بازداشت رهبران انها میزند اما کارگران به پشتیبانی کسبه و سایر شهروندان نیز،قوی تر از ان هستند که کوتاه بیایند.

حشمت اله طبرزدی- دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران و سخنگوی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران.
۲۸ ابانماه ۱۳۹۷ خورشیدی
هم میهنان گرامی،کارگران نیشکر هفت تپه و گروه ملی فولاد ، کارد به اسخوان رسیده هایی هستند که برای رسیدن به حقوق اساسی خود،به حرکت در امده اند.
این جنبش به زودی فراگیر شده و همه ی کارگران،معلمان،دانشجویان، کامیونداران، کار افرینان،دانش اموزان،مالباختگان،پرستاران، کسبه و سایر طبقات اجتماعی را که به نحوی متشکل هستند ، در بر خواهد گرفت.این حرکت توفنده است و زندان و سرکوب جلودار ان نخواهد بود.
باید در این مرحله از خواسته های به حق جنبش کارگری در خوزستان به صورت همه جانبه پشتیبانی کنیم و یکصدا خواهان ازادی رهبران انها چون اسماعیل بخشی و سایر رفقای بازداشت شده ی او باشیم.
حکومت بسیار وقیح است که در جلوی چشم هزاران تن از کارگران و سایر شهروندان، دست به بازداشت رهبران انها میزند اما کارگران به پشتیبانی کسبه و سایر شهروندان نیز،قوی تر از ان هستند که کوتاه بیایند.

حشمت اله طبرزدی- دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران و سخنگوی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران.
۲۸ ابانماه ۱۳۹۷ خورشیدی

جنگ جمهوری اسلامی با اسراییل قابل پیش بینی بود. مگر میشود حکومتی یکی از اهداف اصلی خود را نابودی اسراییل بداند, اما پس از 40 سال از تشکلی خود ,برای هدم اسراییل اقدامی نکند .
ولی ایا ملت فقیرشده ی ایران تحمل چنین ماجراجویی ها را دارد؟ ملت به نان شب محتاج هستند اما حاکمیت هر روز در فکر شروع جنگی دیگر برای انحراف افکار عمومی و تداوم حیات خود است . یک روز به تحریک صدام پرداختند ,روز دیگر به تحریک رجوی اقدام کردند و روز دیگر در افغانستان , عراق , لبنان , سوریه , یمن و امروز بلاخره پس از 40 سال جنگ طلبی , با اسراییل ! تا دیروز اعا میکردند , برای اینکه با داعش در تهران نجنگیم , ناگزیر در سوریه با ان میجنگیم ! خوب حال که داعش شکست خورد ,در سوریه چه می کنید ؟ چرا باید ثروتهای ملی و انسانی مردم ایران اینگونه به تاراج برود؟
مگر دلار به بیش از 8000 تومان نرسیده ؟ مگر امریکا برجام را باطل اعلام نکرده ؟مگر کشور را اعتصاب و نارضایتی فرا نگرفته است؟ ایا فقط جنگ علیه اسراییل را کم داشتیم ؟ ایا دلارها باید اینگونه تبدیل به گلوله و در هوا منفجر و دود هوا شود؟
اگر همین امروز حکومت از مردم ایران در مورد جنگ با اسراییل نظر خواهی کند, بیش از 90 درصد مخالف جنگ هستند.
کسانی که دیروز دستور فیلترینگ تلگرام با بیش از 40 میلیون کار بر را دادند, امروز دستور شلیک به اسراییل را نیز صادر کردند . یعنی همزمان ,جنگ با ملت خود و جنگ با کشوری دیگر . این امر ناشی از بن بست کامل همراه به عصبانیت یک حکومت است که سرنوشت 80 میلیون را با ماجراجویی گره زده است . مخالفت جدی خود را با همه ی این اقدامات اعلام میکنیم و از صلح طلبی ملت ایران و مظلومیت این ملت به بند کشیده شده دفاع میکنیم .


حشمت الله طبرزدی – دبیرکل جبهه ی دمکراتیک ایران و سخنگوی همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران – 19 اردیبهشت 1397 خورشیدی

در استانه ی اعتلای انقلابی هستیم. سالیانی است که اصلاحات درون حکومتی شکست خورده است. این شکست زمانی اشکار شد که در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ دانشجویان،مایوس از خاتمی و جناح اصلاح طلب،راه خیابان را پیش گرفتند و بزرگ ترین جنبش دانشجویی در تاریخ ان جنبش را رقم زدند. اما جنبش دانشجویی با دستور رهبر حاکم و حمایت خاتمی، سرکوب شد. طی ۱۸ سال گذشته همواره گفته بودیم که این اصلاحات ره به جایی نمی برد.اما به دلیل توانمندی تبلیغی جناح های حکومتی،همواره چنین وانمود می شد که الترناتیو ،سرکوب و شکنجه و وحشی گری،فقط اصلاح طلبی است و مردم را با نیرنگ و رقیب هراسی به پای صندوق های رای اوردند و به رخ ما کشیدند و گفتند که راه برونرفت،از طریق اصلاحات است و نه انقلاب دموکراتیک. مبارزه کردیم،در سلول ها مقاومت کردیم،خون دل خوردیم اما نا امید نشدیم.می دانستیم که این راه که میروند به ترکستان است. در رودر رویی با سرکوب و ستم حاکم، کم نیاوردیم اما از نیرنگ اصلاح طلبان ،خون دل ها خوردیم. اینک اما مشت انها نیز باز شد. دانشجویان فریاد زدند ؛ اصلاح طلب- اصولگرا،دیگه تمامه ماجرا. خاتمی روزی معترضین را اوباش و اغتشاشگر خواند و روز دیگر و از روی استیصال،اعتراض را حق مردم دانست. روحانی که چند ماه پیش با رقیب هراسی و فریب،۲۵ میلیون را گول زده بود، در مصاحبه ی اخیر خود انچنان به هذیان گویی افتاده بود که در نظر سنجی صورت گرفته توسط مشاور امنیتی خودش،بیش از ۷۰ درصد شرکت کنندگان،از او اعلام برائت کردند. اینک جناح اصلاح طلب به عنوان ویترین بزک کرده ی ان پتیاره ی بد ترکیب،از سوی مردم کنار زده شده تا رودررویی مخالفان استبداد مذهبی،سرکوب ، فقر ، فساد و تبعیض با موافقان ان، صورت بگیرد. در این مواجهه،نیروی مردمی فقیر،بیکار،ناراضی و ستمدیده که به قول مارکس(که در مواجهه ی طبقه ی کارگر با نظام سرمایه داری گفته بود)،چیزی جز زنجیر و قلاده هایشان برای از دست دادن، ندارند،در برابر ماشین نظامی-امنیتی قرار گرفته است. خیابان ها به میدان رژه و مانور های نظامی-امنیتی تبدیل گردیده که خود محرک مردم است. در شرایط اعتلای انقلابی هیچ گفته یا اقدام،مردم را راضی نکرده و بلکه، اعم از این که ان اقدام،سرکوبگرانه باشد یا اصلاح طلبانه،فقط موجب فوران احساسات انقلابی تر میشود،برای این که زمان کار برد سرکوب و یا اصلاح سپری شده است. سرکوب سیستماتیک ۴۰ سال اعمال گردیده اما اصلاحات واقعی در زمان خود صورت نگرفته است.دقیقا مثل اوردن شریف امامی،ازهاری و بختیار در سال ۵۷ و توسط شاه که نخست وزیران اشتی جو،نظامی و اصلاح گر بودند ،اما به دلیل ورود جامعه به مرحله ی اعتلای انقلابی هر دو صورت اصلاحگری و نظامی گری، نتیجه ی عکس داد. دوره ی اعتلای انقلابی ،تودههای ناراضی و ستمدیده، به این نتیجه ی قطعی رسیده اند که حاکمیت نه قدرت اصلاح دارد و نه قدرت سرکوب سیستماتیک و در هر صورت اصلاحی یا نظامی،اما باید برود. از دیگر سو،حاکمیت نیز امکان سرکوب قطعی را ندارد برای این که کارکرد نظامی امنیتی نامحدود نیست و از دیگر سو،تضاد های درون سیستمی، مانع از کارکرد ان خواهد شد و نیروی انقلابی نیز با سرکوب از میدان به در نمی رود. یعنی توده نمی خواهد و زیر بار نمی رود و رژیم حاکم نیز نمی تواند. از این رو است که اگر مثلا در سال ۷۸ یا ۸۸ نتیجه ی خشونت عریان، به کما رفتن جنبش بود،اینک در سال ۹۶ که در مرحله ی اعتلای انقلابی هستیم، هر چه خشونت عریان تر باشد،خشم تودههای ناراضی و جامعه ی مدنی ،بیشتر میشود.ای بسا نتیجه ی خشونت عریان،اقدام متقابل بخش هایی از جامعه ی به ستوه امده باشد. به همین دلیل است که حکومت در استانه ی ۲۲ بهمن،بیش از هر زمان فضا را امنیتی می کند و از خشم مردم در وحشت کامل است.

تظاهرات و نارضایتی بیش از هشتاد شهر کشور رو به آمریکا و اسرائیل و عربستان نسبت دادید و این یک امر طبیعی است چون با این حرف ها هم می شود روان فریبی کرد و هم می شود پیروان و رهروان رو توجیح کردکه این ها کار های دشمن است پس بگیرید، بزنید و بکشید. کدام دیکتاتور از نارضایتی مردمش حرف میزند؟ هیچکس!! پس عمل شما هم طبیعی است.شما مردم رو به دو دسته حزب الهی و غیر حزب الهی، خودی و غیر خودی و مومن و غیر مومن تقسیم می کنید. شما دروغ میگویید!! مگر در جنگ ۸ ساله همه مردم شرکت نداشتند؟ در همه جای ایران و از هر قشری از جامعه شهید دادیم آیا می شود مردم رو تقسیم بندی کرد؟ شما مردم را نکشید و امنیت بدهید تا مردمی را که میگویند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران یک روز در خیابان بیایند خواهیم دید میلیون ها نفر خواهند بود.شما حتی اجازه ندادین مردم سر قبر کوروش بزرگ بروند.ما با غزه و لبنان کاری نداریم مشکل ما باشماست. چرا ثروت ها و پول های مردم در کشورهای دیگر هزینه می کنید؟ چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.شما به مردم توهین کردید شما مردم معترض را به مگسی که بر زخم می نشیند تشبیه کردید ولی بذارید مردم بیایند حرفشان را بزنند چرا میترسید؟ چرا میزنید و میکشید؟ مردم جانشان را کف دستشان گذاشته اند و به خیابان می ایند برای نه گفتن به فقر، گرانی، فساد، زور و درخواست آزادی، رفراندوم و زندگی بهتر. آیا اینها که جانشان را از دست میدهند برای رفاه جامعه وطن پرست نیستند؟ اینها دروغ میگویند در ایرانی بودنشان؟ مردم را به بی دینی و بی اخلاقی وبی وطنی محکوم می کنید و مردم را با این جرایم در زندان ها شکنجه می کنید من بودم و دیدم.مردم با زبان کاملا مصالحت آمیز حقوقشان را طلب می کنند اما شما به کشورهای دیگر نسبت میدهید.مردم ایران مردم نجیبی هستند و چهل ساله در صحنه های گوناگون هزینه کرده اند و شما قدرت را در دست گرفته اید و این انصاف نیست هم تهمت بزنید و هم زندانی کنید و عده ای را بکشید و این با هیچ دین و انسایتی سازگار نیست بجز حکومت دیکتاتوری.

جنبش تمام نشده!! چون بی خانمانی، گور خوابی، مسائل اقتصادی، بیکاری، گرانی، فساد و چپاول هنوز حل نشده و دولت پاسخی ندارد بجز کشتن و زندانی کردن و سرکوب کردن. یک زمانی می گفتید انقلاب پابرهنگان و مستعضفان است آیا نمیدانید این مردم که الان به پا خواسته اند از طبقه مستعضفان و گرسنگان هستند.خواسته های مردم کاملا مشخص است، چطور میگویید مشخص نیست؟ مردم میگویند مرگ بر دیکتاتور مردم رفاه، آزادی ورفراندوم می خواهند مردم دیگر خواستار رهبری فردی نیستند مردم نمی خواهند به چهل سال پیش برگردند، چطور میگویید جنبش رهبری ندارد؟ تمام شخصیت ها ، تشکل ها، گروه ها و احزاب بیرون و درون کشور از جنبش حمایت می کنند، مردم از کسانی که برای آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، رفاه، امنیت و عدالت برنامه دارند حمایت می کنند.مردم خواسته هایشان مشخص است و متحد هستند ولی شما مردم را سرکوب می کنید .به مردم اجازه حرف زدن بدهید به آنها اجازه بدهید به صورت مصالحت آمیز حرفهایشان را بگویند.شما حق ندارید مردم را سرکوب کنید!! اگر آنها دفاع می کنند مشروع است و پیشنهاد می کنم خواست های مردم را بشناسید چون مردم ناراضی هستند و زندگی بهتری می خواهند مردم را به زور وادار به پذیرفتن وضعیت موجود نکنید. پول های آنها را در کشور های دیگر خرج نکنید.چرا به مردم میگویید فتنه گر؟امیدوارم از تاریخ درس بگیرید!

نوشته حشمت الله طبرزدی در رابطه با کسب دومین اسکار اصغر فرهادی

 

آقای اصغر فرهادی به همراه همکاران هنرمندش، به دلیل توانمندی های هنری و البته در این شرایط اشفته، پیروزی بزرگی به دست اوردند که نام ایران را در جهان به نیکی طنین انداز کرد. به راستی ایرانیان عزیز حق دارند شادمانی کنند.اقای فرهادی نیز حق دارد بسیار خشنود و سرافراز باشد.من نیز این پیروزی هنری را به ایشان شادباش می گویم. 

اما اقای فرهادی با استفاده از موقعیت برتر هنری خود که البته و خوشبختانه، پیشتر ان را ،برای مخالفت با اعدام، به کار برده بود،اینبار در قامت یک اصلاح طلب اجتماعی-سیاسی و بر علیه اقدام پرزیدنت ترامپ ،به کار برد که به برکت رسانه های ازاد بین المللی ، بازتاب و بلکه کاربرد گسترده ای در جهان ازاد داشت. 

من به عنوان یک مبارز سیاسی،روزنامه نگار و زندانی سیاسی،حق و بلکه شایستگی این را دارم که از هنرمند پراوازه ای که به هر حال پا در کفش سیاست ورزان کرده است،بدون جهت گیری ،بخواهم که ایکاش همین ابزار معروفیت را در دفاع از ازادی بیان،عقیده و هنرمندان کشورمان به کار می بردند.اقای فرهادی از وضعیت هنرمندان زندانی اگاه است و خود می داند، افرینش یک اثر هنری،ادبی،فلسفی و سیاسی مستقل در کشور،نا ممکن است. 

نمی خواهم از شرایط اجتماعی و اقتصادی ایرانیان و رسالت هنرمند متعهد سخنی بگویم،اما به عنوان قدیمی ترین روزنامه نگار زندانی این حق را دارم که از ممنوعیت پخش صدای استاد شجریان،استاد اواز سنتی ایران سخن بگویم.اری صدای استاد به اتهام، فتنه گربودن، در این مرز و بوم ممنوع است،چه رسد به حزب و روزنامه ی من که مخالف سیاسی هستم.در واقع تناقض ها به اندازه ای اشکار است که خود سخن می گویند. 

حشمت الله طبرزدی

 

منبع شهروندیار

 

Go to top