کشته شدن ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران نشاندهنده افزایش قابل توجه تنشی است که پیش از این در سطح پایین میان آمریکا و ایران وجود داشت و پیامدهای آن می تواند بسیار قابل توجه باشد.

تلافی جویی ایران قابل انتظار است. زنجیره‌ای از اقدامات و عملیات تلافی جویانه می تواند دو کشور را به رویارویی مستقیم نزدیکتر کند. با این وضعیت آینده حضور امریکا در عراق کاملا زیر سئوال است.

و استراتژی دونالد ترامپ رئیس جمهوری امریکا - در صورتی که اصولا استراتژی داشته باشد- بیش از هر وقت دیگر مورد آزمایش قرار خواهد گرفت.

فیلیپ گوردون هماهنگ کننده امور آمریکا در خاورمیانه و حوزه خلیج فارس در دوران باراک اوباما رئیس جمهوری سابق آمریکا، معتقد است که کشتن قاسم سلیمانی دو طرف را در یک قدمی جنگ قرار داده است.

 

سپاه قدس شاخه ای از نیروهای امنیتی ایران است که مسئول عملیات در خارج از این کشور است. برای سالها چه در لبنان چه در عراق و سوریه یا جاهای دیگر سلیمانی یک عنصر کلیدی در گسترش نفوذ ایران از طریق طراحی حملات یا تقویت متحدان محلی تهران بوده است.

قاسم سلیمانی از نظر واشنگتن مردی بود که دست‌اش به خون نیروهای آمریکایی آلوده بود. اما او در ایران فردی محبوب بود و به اصطلاح دقیق‌تر او اقدامات ایران علیه فشار آمریکا و تحریم‌های آن علیه ایران را رهبری می‌کرد.

نجه که اکنون باعث تعجب است این نیست که چرا قاسم سلیمانی در تیررس دونالد ترامپ بود بلکه چرا آمریکا باید در این شرایط زمانی او را هدف قرار می‌داد.

آمریکا، ایران را مسئول یک رشته از حملات موشکی کوچک علیه مقرهای نیروهای آمریکایی در عراق می‌دانست. پیش از این کشته شدن یک پیمانکار غیرنظامی آمریکایی در عراق وعملیات قبلی ایران علیه تانکرها در خلیج فارس، ساقط شدن یک هواپیمای بدون سرنشین، حتی یک حمله عمده علیه تاسیسات نفتی عربستان سعودی همه بدون پاسخ ماند.

در پی حملات موشکی علیه مقرهای نیروهای آمریکایی در عراق پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا، به شبه نظامیان طرفدار ایران که گفته می‌شد پشت این حملات هستند حمله کرد. این حمله به طور بالقوه باعث تحریک به حمله به سفارت آمریکا در بغداد شد.

در توضیح تصمیم آمریکا به کشتن قاسم سلیمانی، پنتاگون نه تنها بر روی اقدامات قبلی او تمرکز کرده بلکه مصرانه گفته که این حمله به معنی یک اقدام پیشگیرانه بوده است. پنتاگون در بیانیه‌ای گفته ژنرال " فعالانه حمله به دیپلمات‌ها و نیروهای آمریکایی در عراق و سراسر منطقه را طراحی می‌کرد."

این که بعد از این چه اتفاقی خواهد افتاد سوال بزرگی است. دونالد ترامپ امیدوار است که با این اقدام هم به ایران ضربه زده باشد و هم به متحدان منطقه‌ای‌اش از جمله عربستان سعودی و اسرائیل ثابت کند که اقدامات بازدارنده آمریکا هنوز موثر است. با وجود این تقریبا غیرقابل تصور است که ایران پاسخ شدیدی نسبت به کشته شدن قاسم سلیمانی نشان ندهد. هرچند که ممکن است این پاسخ فوری نباشد.

پنج هزار نیروی آمریکایی در عراق هدف‌های بالقوه آشکار هستند. تنش در منطقه خلیج فارس افزایش خواهد یافت و تعجبی نیست که تاثیر اولیه این حمله آمریکا افزایش قیمت نفت بوده است

آمریکا و متحدانش در تدارک اقدامات دفاعی‌شان هستند. واشنگتن شماری از نیروهای تقویتی‌اش را به سفارت خود در بغداد فرستاده است. آمریکا همچنین در نظر دارد تا در صورت لزوم حضور نظامی‌اش را در منطقه به سرعت افزایش دهد.

اما در عین حال ممکن است که پاسخ ایران از بعضی جهات نامتقارن باشد به عبارت دیگر پاسخ ایران ممکن است حمله در برابر حمله نباشد. ایران ممکن است در صدد اقدام از طریق حمایت گسترده‌ای باشد که در منطقه دارد . یعنی از طریق عملیات نیابتی که سلیمانی پایه‌گذاری کرد.

به طور مثال ممکن است محاصره سفارت آمریکا در بغداد را دوباره از سرگیرد، دولت عراق را در موقعیت دشواری قرار دهد، و حضور آمریکا در عراق را زیر سوال ببرد. همچنین ممکن است تظاهراتی را در جاهای دیگر به عنوان پوششی برای عملیات سازماندهی کند.

حمله علیه فرمانده نیروی قدس سپاه نشانه آشکاری از توانایی نظامی و اطلاعاتی آمریکا است. بسیاری در منطقه برای درگذشت او سوگواری نخواهند کرد اما آیا این عاقلانه‌ترین کاری بود که دونالد ترامپ می‌توانست بکند. پنتاگون چقدر برای پیامدهای غیرقابل اجتناب آن آماده است.؟

و این حمله دقیقا چه چیزی در مورد استراتژی کلی آقای ترامپ در منطقه به ما می‌گوید. آیا این استراتژی در هر صورت تغییر کرده است؟

آیا از این پس تحمل آمریکا در برابر اقدامات ایران صفر خواهد بود؟ یا این که آقای ترامپ تنها یک فرمانده ایرانی را که بدون شک به عنوان " یک مرد خیلی بد" در نظر می‌گرفت از میان برداشته است.

.

سفیر سابق ایران در آلمان "عملیات خودسرانه" نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی در خارج از کشور را منتفی نمی‌داند. سخنان علی ماجدی دست‌کم نشانگر وجود گرایشی قوی در درون حاکمیت برای حذف فیزیکی مخالفان در خارج از کشور است.

با وجودی که وزارت خارجه ایران سخنان علی ماجدی، سفیر سابق جمهوری اسلامی در آلمان، در خصوص منتفی نبودن احتمال "عملیات خودسرانه" برخی عناصر منتسب به ایران برای حذف مخالفان در اروپا را "نظرات شخصی" او دانسته، اما مصاحبه مفصل این دیپلمات پیشین حاوی نکاتی است که از نشانه‌های جدی وجود چنین رویکردی در بخش‌هایی از حاکمیت خبر می‌دهد.

روابط عمومی وزارت خارجه ایران ضمن اشاره به اینکه آقای ماجدی "به مورد مشخصی اشاره نداشته و یک نگرانی عمومی از برخی احتمالات را بیان کرده است"، به "رسانه‌های خارجی و برخی خارج‌نشینان معلوم‌الحال که برداشت‌های دلخواه خود" را از سخنان سفیر پیشین جمهوری اسلامی مطرح می‌کنند "توصیه" کرده است که "ذوق‌زده نشده و آرزوهای قلبی خود را به دیگران نسبت ندهند".

بیانیه وزارت خارجه ایران همچنین با اشاره به اتهاماتی که اروپا در رابطه با تلاش برای ترور مخالفان متوجه جمهوری اسلامی کرده است، می‌نویسد: «همچنانکه ایشان [علی ماجدی] نیز تاکید کرده است این عملیات احتمالا توسط گروهک‌های معاند در خارج از کشور به گونه‌ای انجام می‌شود که به پای ایران نوشته شود.»

آقای ماجدی اما در مصاحبه خود با خبرگزاری ایسنا صراحتا سخنانی "تکذیب‌ناپذیر" را بیان کرده است. آنچه او می‌گوید، به‌خصوص با توجه به اینکه مقام‌های ایران به‌ندرت سخنانی شفاف در این مورد بر زبان می‌آورند، پیامی روشن دارد. ماجدی می‌گوید: «ما در داخل کشور با موضوعی همچون "عملیات خودسرانه" مواجه هستیم، آیا می‌توانیم منکر شویم که در خارج از کشور نیز نمونه‌ای از این اتفاقات رخ نمی‌دهد؟».

این دیپلمات باسابقه جمهوری اسلامی حتی در پاسخ به این پرسش که "یعنی شما می‌گویید ما در خارج از کشور شاهد انجام برخی از عملیات خودسرانه از سوی ایران هستیم بدون این‌که دستگاه‌های مسئول از جمله وزارت امور خارجه از آن اطلاع داشته باشند؟"، حتی آنگونه که در بین دیپلمات‌های ایران مرسوم است، حاضر به انکار قاطعانه وجود چنین عملیاتی در اروپا نمی‌شود، بلکه می‌گوید: «حداقل شاید بتوان گفت این عملیات‌ها به نام ایران صورت می‌گیرد.» واژه "حداقل" در سخنان ماجدی نقشی تعیین‌کننده دارد.

به گفته علی ماجدی، اروپایی‌ها در رابطه با تلاش جمهوری اسلامی برای ترور مخالفان در خارج از کشور اسنادی را ارائه کرده‌اند که نمی‌توان آنها را به‌راحتی رد کرد.

به گفته علی ماجدی، اروپایی‌ها در رابطه با تلاش جمهوری اسلامی برای ترور مخالفان در خارج از کشور اسنادی را ارائه کرده‌اند که نمی‌توان آنها را "به‌راحتی" رد کرد.

سفیر پیشین ایران در آلمان با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی باید "مطمئن" شود که "کسانی در داخل کشور این گونه اقدامات را انجام نمی‌دهند"، سپس تأکید می‌کند که «متاسفانه برخی فکر می‌کنند که با انجام برخی از اقدامات خودسرانه می‌توانند منافع کشور را تامین کنند در حالی که این اشتباه است.»

علی ماجدی با اشاره به از بین رفتن اعتماد اروپایی‌ها نسبت به جمهوری اسلامی به خاطر "دو سه عمل اشتباه" و اینکه "نمی‌خواهد" مسائل را "بازگو" کند، به‌وضوح می‌گوید: «باید به کسانی که معتقدند با انجام برخی از عملیات‌ها و یا خودسری‌ها می‌توان منافع ملی کشور را تامین کرد، به صراحت گفت‌ تصور آنها اشتباه است و اقدامات آنها نه در راستای افزایش قدرت ایران بلکه ضد قدرت است.»

از سوی دیگر، ماجدی در پاسخ به پرسشی در مورد اخراج دیپلمات‌های ایرانی از دانمارک، هلند و آلبانی با اتهام‌های امنیتی نیز استدلال رایج برخی جریان‌های داخلی مبنی بر ایجاد چالش‌هایی از سوی اروپا برای تحت‌الشعاع قرار دادن تعلل در برقراری کانال مالی را نیز رد کرده و می‌گوید که "اعتقادی به این تحلیل‌ها" ندارد. به گفته او، اروپایی‌ها در رابطه با تلاش جمهوری اسلامی برای ترور مخالفان در خارج از کشور اسنادی را ارائه کرده‌اند که نمی‌توان آنها را "به‌راحتی" رد کرد.

ماجدی با بیان اینکه "آنها نیز نمی‌توانند این اسناد را به‌راحتی اثبات کنند"، در عین حال تأکید می‌کند که اروپایی‌ها «شواهدی برای ادعاهای خود دارند که می‌توانند بر روی آن دست بگذارند و در این جا است که من می‌گویم این اقدامات [عملیات خودسرانه] این احساس اعتماد و امنیت را دچار مشکل می‌کند.»

"پرونده‌های باز" جمهوری اسلامی در اروپا

نگرانی ماجدی از احتمال تعمیق روزافزون بی‌اعتمادی اروپا نسبت به ایران بی‌دلیل نیست. اینک جمهوری اسلامی در شش کشور اروپایی دانمارک، هلند، بلژیک، فرانسه، آلمان و آلبانی، در هریک به شکلی، متهم به اقدامات تروریستی یا تلاش برای چنین اقداماتی است.

دست داشتن در قتل علی معتمد و احمد انیسی در هلند، برنامه‌ریزی برای بمب‌گذاری در نشست سازمان مجاهدین خلق در پاریس و تلاش برای ترور حبیب جبر در دانمارک، از جمله اتهامات ایران در اروپا است. از احمد انیسی به عنوان مؤسس و رهبر "جنبش آزادی‌بخش الاحواز" یاد می‌شود و حبیب جبر نیز از دیگر رهبران همین گروه است. گفته می‌شود که علی معتمد نیز همان محمدرضا کلاهی صمدی، عضو سازمان مجاهدین خلق و عامل اصلی انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ است. همچنین آلمان مدتی پیش فردی را که متهم به جاسوسی و دادن اطلاعات ارتش این کشور به جمهوری اسلامی است، دستگیر کرد.

در ماه‌های گذشته برخی کشورهای اروپایی چندین دیپلمات ایرانی را از خاک خود اخراج کرده و اسدالله اسدی، از کارکنان سفارت ایران در اتریش، پس از بازداشت در آلمان به بلژیک منتقل شده است. در این میان، سفیر ایران در آلبانی یکی از اخراج‌شدگان بود.

در پی این اتهامات بود که اتحادیه اروپا مجازات‌هایی را علیه جمهوری اسلامی اعمال کرد و بخشی از وزارت اطلاعات ایران و دو شخصیت حقیقی، اسدالله اسدی و سعید هاشمی مقدم، را در فهرست تحریم‌های خود قرار داد.

اندک‌زمانی پیش از اعلام این تحریم‌ها، "منابع آگاه ایرانی" از "نشستی محرمانه" میان دیپلمات‌های ایرانی و اروپایی در وزارت خارجه ایران خبر داده بودند. به گزارش رویترز با استناد به "چهار دیپلمات"، دیپلمات‌های فرانسه، بریتانیا، آلمان، دانمارک، هلند و بلژیک که در این نشست شرکت داشته‌اند، به مقام‌های ایرانی گفته‌اند که "دیگر نمی‌توانند" آزمایش‌های موشکی و نیز اقدامات جمهوری اسلامی برای ترور مخالفان‌اش در خاک اروپا را "تحمل" کنند.

روزنامه دولتی "ایران" نیز ۳۰ دی‌ماه گذشته به نقل از یک "منبع آگاه" ایرانی نوشته بود که این دیپلما‌ت‌ها "بدون اعلام قبلی" به دفتر عباس عراقچی، معاون وزارت خارجه ایران رفته‌اند. به گفته این منبع، "برخلاف انتظارات که گمان می‌رفت دلیل حضور سرزده آنها توضیحاتی پیرامون دلایل تأخیر اروپا برای تأمین خواسته‌های ایران در چارچوب برجام باشد"، آنها در این نشست از فعالیت‌های موشکی ایران انتقاد کرده‌اند. به گزارش روزنامه ایران، عراقچی هم ختم جلسه را با گفتن اینکه "دیدار تمام است" اعلام می‌کند و "سپس از جلسه خارج شده و در را محکم می‌بندد و می‌رود". به ادعای این روزنامه دولتی، یک روز پس از این جلسه اتحادیه اروپا نام دو ایرانی را در فهرست تحریم‌های خود قرار می‌دهد.

تهدیدها

علی ماجدی با در نظر گرفتن چنین تصویری از وضعیت جمهوری اسلامی در اروپا، نگران تعمیق آن در صورت تکرار "عملیات خودسرانه" است. این نگرانی هم بی‌دلیل نیست. کم نبوده‌اند صداهای شناخته‌شده‌ای از محافل حکومتی، امنیتی و نظامی ایران که به صراحت تهدید به عملیات تروریستی کرده‌اند.

پس از حمله تروریستی به رژه نظامی در اهواز، روزنامه حکومتی کیهان روز ۳۱ شهریورماه در یادداشتی زیر عنوان "از سایه خود هم بترسید!"، عملا تهدید به ترور "در هر نقطه دنیا" کرد. حسین شریعتمداری، مدیرمسئول و نماینده رهبر جمهوری اسلامی در مؤسسه کیهان، نوشت: «وقتی آمريکا و اسرائيل و پادوهای فکسنی آنها نظير عربستان و امارات، حمله به نظاميان و زنان و کودکان را عمليات تروريستی نمی‌دانند! چرا بايد مقامات و مسئولان نظامی و امنيتی آنها در هر نقطه دنيا که هستند و با هر پوششی که ظاهر شده‌اند، از آتش انتقام در امان باشند؟! مخصوصا آن‌که هواداران جان بر کف ايران اسلامی در جای‌جای دنيا کم نيستند و جا دارد از اين پس جرثومه‌های فساد و تباهی از سايه خود هم بترسند.»

یحیی رحیم صفوی، دستیار و مشاور عالی رهبر جمهوری اسلامی نیز روز ۱۲ آبان‌ماه گذشته در رابطه با اقدامات مخالفان مسلح حکومت ایران در مرزهای این کشور گفته بود: «جمهوری اسلامی آنچنان اقتدار دارد که نه تنها در مرزها بلکه آن سوی مرزها هرکسی بخواهد به کشور ضربه‌ای بزند، به سراغ او خواهد رفت و آن‌ها را منهدم خواهد کرد.»

محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران نیز پنجم آذرماه ۹۶ با اشاره به فرمان روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، در رابطه با "تشکیل بسیج جهانی اسلام" گفته بود: «امروز هسته‌های مقاومت مسلحانه در کشورهای منطقه ایجاد شده و در دیگر کشورها نیز حلقه‌های کوچک مقاومت شکل گرفته و در آینده نزدیک تاثیرگذاری آنها را می‌بینیم.». فرمانده کل سپاه تأکید کرده بود که "جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی‌شناسد".

هشدارها

هشدار سفیر سابق جمهوری اسلامی در آلمان نسبت به "عملیات خودسرانه" بی‌سابقه هم نیست. کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی ایران از نهادهای زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی، در گفت‌وگویی که با شبکه خبری "فرانس ۲۴" که متن آن روز ۲۱ آبان‌ماه گذشته منتشر شد، گفته بود که «قطعا ممکن است عناصری طراحی برای وخامت روابط [ایران و اروپا] داشته باشند، حتی در داخل ایران». گرچه سپس عبارت "حتی در داخل ایران" از بسیاری از خبرگزاری‌های ایران حذف شد، اما دوباره در پرسشی از سخنگوی وزارت خارجه ایران سر بر آورد و او را در روز ۲۸ آبان ناگزیر به تکذیب کرد. با وجودی که بهرام قاسمی یک هفته پس از این سخنان، اظهارات خرازی را سوءتفاهمی ناشی از ترجمه یا "بدفهمی" رسانه‌ها عنوان کرده بود، بعید به نظر می‌رسد که چنین عبارت مهمی بیهوده به متن سخنان او راه یافته باشد.

پیش از اشاره خرازی به منتفی نبودن احتمال "طراحی" برای وخامت روابط ایران و اروپا، روزنامه دولتی "ایران" در سرمقاله روز ۱۱ آبان خود بر "ضرورت پیگیری قاطع" اتهام‌های دانمارک علیه ایران تأکید کرده و از احتمال وجود "رفتارهای خودسرانه" خبر داده بود. این روزنامه پس از شرح تفصیلی "سناریویی" محتمل علیه جمهوری اسلامی و به قول خود "آن طرف ماجرا"، به عنوان یکی از احتمالات ارتباط میان متهم دستگیرشده در دانمارک با نهادهای امنیتی ایران را منتفی ندانسته و نوشته بود: «اگر چنین ارتباطاتی بوده که به طور قطع خارج از اطلاع مسئولین کشور است، در این صورت باید یک اقدام جدی و قاطع انجام داد تا ریشه این رفتارهای خودسرانه سوزانده شود.»

این روزنامه دولتی سپس با اشاره به نقش "نیروهای خودسر" در قتل‌های زنجیره‌ای در ایران، خواستار برخورد "قاطع و بدون کوچک‌ترین اغماض" همراه با "شفافیت نسبی" شده بود. روزنامه ایران همچنین ضمن تأکید بر ضرورت رفتن "قاطعانه و شفاف" حسن روحانی "تا آخر ماجرا"، نوشته بود: «شنیده شده است که آقای رئیس جمهوری در این مسأله تصمیم نهایی خود را گرفته است و باید در روزهای آینده شاهد نتایج آن باشیم.»

نگرانی‌ها

با توجه به چنین سوابقی است که سفیر پیشین جمهوری اسلامی در آلمان، شاید هم به دلیل بازنشستگی و نداشتن پستی رسمی، با علم به پرونده‌های مرتبط با ایران در اروپا، تهدیدها و هشدارهای داخلی و خارجی را جدی گرفته و با پرده برداشتن از احتمال "عملیات خودسرانه" در خارج از کشور، آنها را صریح‌تر از دیگران بیان کرده است.

شمار زیادی از مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور تا پیش از اجرای "ترور میکونوس" در برلین توسط عوامل وابسته به جمهوری اسلامی کشته شدند. اما به نظر می‌رسد که پیامدهای دامنه‌دار جهانی شدن "پرونده میکونوس"، تجدیدنظر جمهوری اسلامی در نوع برخورد با مخالفان‌اش در خارج از مرزهای ایران، به‌خصوص در کشورهای اروپایی را دست‌کم برای مدتی نامعلوم به دنبال داشت. اما سخنان تهدیدآمیز برخی چهره‌های پرنفوذ امنیتی و نظامی به‌خصوص علیه کسانی که متهم به اقدامات مسلحانه در ایران هستند و نیز باز شدن "پرونده‌های ترور" مرتبط با جمهوری اسلامی در اروپا، پرسش‌هایی را در مورد تغییر احتمالی سیاست‌های برون‌مرزی نهادهای اطلاعاتی ایران برانگیخته است.

چنانچه حذف فیزیکی مخالفان در خارج از مرزهای ایران کماکان هوادارانی جدی در دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی ایران داشته باشد، که طبق برخی شواهد دارد، سخنان دیپلمات پیشین ایران می‌تواند هشداری صریح برای خنثی کردن آن توسط بخش "معتدل" حکومت ارزیابی شود.

اظهارات روز گذشته علی ماجدی به‌وضوح بیانگر نمایان شدن هر چه بیشتر مقاومت در لایه‌هایی از حکومت ایران در برابر احتمال چرخشی در سیاست‌های اطلاعاتی ـ امنیتی برون‌مرزی جمهوری اسلامی، خطر بازگشت به دوران پیش از میکونوس و خسارت‌های ناشی از آن برای حفظ برجام است. ماجدی که تا دو ماه پیش دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در آلمان را نمایندگی می‌کرده، دست‌کم بر وجود گرایشی قوی در درون حاکمیت برای "عملیات خودسرانه" در خارج از کشور مهر تأیید می‌زند و نگران خدشه‌دار شدن هر چه بیشتر اعتماد اروپا به حکومت ایران است. چنین سخنانی "تکذیب‌پذیر" نیستند.

در حالی‌که وزرای خارجه اتحادیه اروپا مشغول رایزنی برای نجات برجام هستند، پرونده‌های ترورعلیه ایران دردسرساز شده‌اند. وزرای خارجه این اتحادیه، برای تحریم اقتصادی شهروندان ایرانی درگیر در این پرونده‌ها، به توافق رسیده‌اند.

وزرای امور خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا روز دوشنبه ۱۹ نوامبر (۲۸ آبان) توافق کردند شهروندان ایرانی‌ای را که در برنامه‌ریزی برای انجام ترور در دانمارک و فرانسه نقش داشته‌اند، مورد تحریم اقتصادی قرار دهند.

به گزارش خبرگزاری رویترز، از اجلاس وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا در بروکسل هیچ نامی یا تصمیم مشخصی بیرون نیامد ولی توافق کلی برای اعمال تحریم انجام گرفت و وزرا مشغول تهیه لیستی از افراد احتمالی هستند که باید مورد تحریم قرار بگیرند.

برنامه ترور منتسب به ایران در دانمارک

دانمارک اکتبر ۲۰۱۸ دولت جمهوری اسلامی ایران را به برنامه‌ریزی برای ترور اعضای جنبش عربی آزادیبخش الاحواز در خاک این کشور متهم کرد. سرویس امنیتی دانمارک در همین رابطه یک تبعه ایران را نیز دستگیر کرده است. دانمارک سپس سفیر ایران در کپنهاگ را نیز احضار کرد و همچنین سفیر خود در تهران را برای مشاوره به کشور فرا خواند.

جمهوری اسلامی بارها دانمارک، هلند و بریتانیا را به پناه‌ دادن به اعضای گروه جنبش عربی آزادیبخش الاحواز متهم کرده است.

 تهران اتهامات وارده از سوی دانمارک را رد می‌کند. محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، در واکنش به این موضوع گفته بود که جمهوری اسلامی نیز خواستار روشن شدن پرونده "حمله تروریستی در دانمارک" است و این آمادگی را دارد که با مقامات امنیتی دانمارک در این زمینه همکاری کند.

پس از طرح اتهام علیه جمهوری اسلامی مبنی بر تلاش آن برای ترور مخالفانش در خاک دانمارک، آندرس ساموئلسن، وزیر خارجه این کشور، گفت که با "هم‌پیمانان و متحدان" دانمارک، از جمله اتحادیه اروپا، در حال مذاکره بر سر اعمال تحریم‌های احتمالی علیه تهران است.

اتهام ترور در پاریس

در اقدام مشابهی، اسدالله اسدی، دیپلمات ایرانی، ژوئیه سال ۲۰۱۸ به  اتهام جاسوسی در ایالت بایرن آلمان دستگیر شده است. گفته شده است که اتهام اسدی جاسوسی و برنامه‌ریزی برای قتل بوده است.

به نقل از منابع آگاه، اسدی ۵۰۰ گرم مواد منفجره را در اختیار یک زوج جوان ایرانی ساکن بلژیک قرار داده که قصد بمب‌گذاری در نشست سالانه "شورای ملی مقاومت" در پاریس را داشته‌اند.

حکومت ایران هر گونه اتهامی در رابطه با بمب‌گذاری در نشست سالانه "شورای ملی مقاومت" را رد کرده و آن را "سناریویی دروغین" علیه این کشور خوانده است. این در حالی است که به گفته دادستانی آلمان، اسدالله اسدی از سال ۲۰۱۴ دبیر سوم سفارت ایران در وین بوده است.

وزیران خارجه پنج کشور دانمارک، سوئد، نروژ، فنلاند و ایسلند در بیانیه‌ای مشترک اعلام کرده‌اند که طرح ادعایی یک مامور ایرانی برای سوءقصد به جان یکی از مخالفان حکومت ایران را "بسیار جدی" می‌گیرند.

این بیانیه به دنبال ملاقات وزرای خارجه پنج کشور اسکاندیناوی منتشر شده است.

مقام‌های دانمارکی می‌گویند یک شهروند ایرانی‌تبار نروژ به ظن تلاش برای سوءقصد به جان یک فعال عرب ایرانی در دانمارک بازداشت شده است. وزیر خارجه دانمارک پیشتر گفته از نظر او حکومت ایران پشت این طرح سوءقصد است.

ایران این اتهام‌ها را رد می‌‎کند.

وزیران خارجه چهار کشور دیگر منطقه اسکاندیناوی گفته‌اند اطلاعات از طرف مقام‌های دانمارکی به آنها ارائه شده است. در این بیانیه طرح سوءقصد ادعایی به "یک دستگاه اطلاعاتی ایران" نسبت داده شده است.

این وزیران با دانمارک اعلام همبستگی کرده‌اند و گفته‌اند در برابر هر تهدید این چنینی می‌ایستند.

پیش از این اتحادیه اروپا نیز موضع مشابهی بیان کرد.

امروز محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، توطئه ادعایی سوءقصد را برنامه‌ای از طرف موساد برای کارشکنی در روابط ایران و اروپا دانسته است.

آقای ظریف چند اتفاق سرنوشت‌ساز درباره توافق هسته‌ای ایران را در کنار وقایعی گذاشته است که موساد در آن نقش داشته است.

او از جمله به همزمانی طرح بمبگذاری ادعایی پاریس و طرح سوءقصد با سخنرانی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در سازمان ملل و آغاز ساز و کار ویژه انتقالات مالی اروپا اشاره کرده و نوشته است: "مجموعه‌ای باورنکردنی از همزمانی‌های تصادفی. یا شاید یک وقایع نگاری ساده از برنامه موساد برای نابودی برجام؟"

نام این گروه بعد از حمله مسلحانه و مرگبار به رژه سالگرد جنگ ایران و عراق در شهر اهواز مطرح شد. در آن حمله ۲۴ نفر کشته شدند.

مقام‌های ایرانی به دنبال حملات اهواز کشورهای اروپایی را به "استاندارد دوگانه" در زمینه مسایل امنیتی و "تروریستی" متهم کرده‌اند.

یک روز پس از انتشار اتهام دانمارک به حکومت ایران درباره برنامه ریزی برای قتل یکی از مخالفان خود در خاک دانمارک، اتحادیه اروپا این این طرح خنثی شده را محکوم کرده اما تاکید دارد که این واقعه نباید منجر به تضعیف حمایت اتحادیه اروپا از توافق هسته ای با ایران شود.

سخنگوی کمیسیون اروپا ضمن اعلام محکوم کردن هر تهدیدی که امنیت اروپا را به مخاطره بیندازد به رسانه ها گفته این اتحادیه تهدیدات را جدی می گیرد و با هر دولتی از اعضای اتحادیه که در این زمینه نگرانی داشته باشد همراه خواهد بود.

سخنگوی اتحادیه اروپا گفته معتقدیم توافق هسته ای با ایران هدف روشنی دارد و باید پابرجا باقی بماند اما این توافق یکی از عناصر امنیت اتحادیه اروپا است و لازم است که مسائل دیگر "با جدیت و به طور همزمان" دنبال شود.

اتحادیه در حال برنامه ریزی نهایی برای به کارگیری یک کانال مالی با ایران است که با همزمان با بازگشت تحریم های آمریکا، مبادلات "مشروع مالی" با ایران از جمله پرداخت پول نفت صادراتی این کشور را امکان پذیر نگه دارد. هدف از این اقدام تشویق جمهوری اسلامی ایران به باقی ماندن در توافق هسته ای است.

اتهام دانمارک به جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تلاش برای ترور در خاک این کشور، در حالی مطرح شده که کمتر از یک هفته به بازگشت تحریم های نفتی آمریکا و آغاز به کار کانال مالی اتحادیه اروپا باقی ماندهاست.

احضار سفیر دانمارک در تهران پیش از خروج از ایران

وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران می گوید که سفیر دانمارک را پیش از ترک تهران احضار کرده و مراتب اعتراض جمهوری اسلامی ایران را درباره نوع اتهام یک شهروند نروژی-ایرانی به او ابلاغ کرده است. این فرد که دستگیر شده از سوی مقامات دانمارکی به تلاش برای ترور یک فعال عرب ایرانی مقیم دانمارک متهم است.

بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، امروز نهم آبان (سی و یک اکتبر) گفته "صبح امروز سفیر دانمارک در تهران با حضور در وزارت امور خارجه با رئیس اداره اول امور شمال اروپا ملاقات کرد و طرف ایرانی در این ملاقات "مجددا تاکید کرد که اخبار مغرضانه منتشره در خصوص طرح عملیات نافرجام علیه یکی از مخالفان ایرانی در دانمارک و ادعای انتساب آن به جمهوری اسلامی ایران را قویا تکذیب می‌کنیم".

سفیر ایران در دانمارک ماه گذشته در پی حمله مسلحانه به رژه اهواز، به وزارت خارجه ایران فراخوانده شده بود.

دانمارک، دولت ایران را به تلاش برای اجرای نقشه ترور یک فرد در خاک این کشور متهم کرده و ضمن "غیرقابل قبول" خواندن این چنین اقدامی سفیرش را از تهران فراخوانده است. دولت دانمارک سفیر ایران را در ارتباط با این موضوع دیشب احضار کرده بود. وزیرخارجه دانمارک گفته در نظر دارد از اتحادیه اروپا بخواهد که تحریم‌های جدیدی علیه تهران اعمال کند. او گفته کشورش "به هیچ وجه نمی‌تواند بپذیرد که نیروهای اطلاعاتی ایران به دنبال هدف قرار دادن کسی در داخل خاک دانمارک باشند."

سخنگوی وزارت خارجه ایران اطلاع داده مقام ارشد این وزارتخانه به سفیر دانمارک گفته این اقدام "در ادامه توطئه‌ها و دسیسه‌های دشمنان شناخته شده روابط خوب و رو به گسترش ایران و اروپا در شرایط خاص و خطیر کنونی می‌دانیم و نسبت به پیامدهای سوء اقدامات نسنجیده و جنجالی هشدار می دهیم".

همزمان سازمان اطلاعات دانمارک موسوم به "پی ای تی" در اطلاعیه‌ای گفته است که این سازمان با همکاری پلیس "از نزدیک در حال بررسی این موضوع است که آیا اعضای شاخه دانمارک جنبش مبارزه عربی برای آزادی اهواز، قوانین جزایی دانمارک را به طور مثال با حمایت از حمله ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۸ در اهواز نقض کرده است [یا نه]."

رد دستگیرشده مظنون به چه اقدامی است؟

سرویس اطلاعاتی دانمارک گفته است ایرانی دارای تابعیت نروژ در خاک نروژ دستگیر و به دانمارک تحویل داده شده است و به دنبال ترور حبیب جبر، فعال عرب ایرانی بوده که در این کشور زندگی می‌کند اما او اتهامی را که با آن مواجه است، رد کرده است. به گفته رئیس سرویس اطلاعاتی دانمارک، فردی که هدف ترور بوده رهبر شاخه دانمارک جنبش مبارزه عربی برای آزادی اهواز بوده است. گزارش شده که متهم دستگیر شده چند روز پیش از دستگیری درحال عکس گرفتن و زیر نظر داشتن خانه رهبر جنبش مبارزه عربی برای آزادی اهواز مشاهده شده بود. نام این گروه بعد از حمله مسلحانه و مرگبار به رژه سالگرد جنگ ایران و عراق در شهر اهواز مطرح شد. در آن حمله ۲۴ نفر کشته شدند.

واکنش ها چه بوده؟

وزارت خارجه ایران وجود چنین طرحی برای ترور یکی از مخالفانش در دانمارک را رد کرده است. وزیر خارجه آمریکا دستگیری این فرد را "تبریک گفته و اظهار داشته که "ما از متحدان و شرکای خود می خواهیم با طیف کامل تهدیدهای ایران برای صلح و امنیت مقابله کنند". نخست‌وزیر دانمارک چنین طرح ادعایی را "قرون وسطایی" دانسته و گفته ترزا می، نخست‌وزیر بریتانیا هم از موضع دانمارک تمجید کرده است.

آیا دولت ایران با اتهام مشابهی رو به رو است؟

پیش از این هم دولت فرانسه سرویس‌های اطلاعاتی ایران را به تلاش برای بمب‌گذاری در نشست سازمان مجاهدین خلق در حومه پاریس متهم کرده است. در جریان این پرونده یک دیپلمات ایرانی مقیم اتریش، در آلمان دستگیر شده و بعد از مدتی برای تحقیقات بیشتر به بلژیک مسترد شد.

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از دویچه وله فارسی پنج حزب کرد ایرانی از مقام‌های اربیل درباره ترور اقبال مرادی توضیح خواسته‌اند. رضا کعبی از حزب کومله زحمتکشان، جمهوری اسلامی را عامل این سوءقصد می‌داند. زانیار مرادی در نامه‌ای از زندان پدرش را "اسطوره مقاومت" خواند.

اقبال مرادی، فعال کرد مریوانی، بامداد چهارشنبه ۲۷ تیر در حالی‌که قصد ماهیگیری در اطراف رودخانه پنجوین را داشت، ترور شد. او از چند سال قبل در کردستان عراق زندگی می‌کرد و این اواخر بیشتر در زمینه لغو مجازات اعدام فعالیت داشت. مرادی از همکاران جمعیت حقوق بشر کردستان و کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی بود.

به گفته رسانه‌های جمعی ترور به دست افراد ناشناس صورت گرفته‌ است اما احزاب کرد انگشت اتهام را به سوی ماموران امنیتی جمهوری اسلامی می‌گیرند. سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در بیانیه‌ای این قتل را مصداق "تروریسم دولتی و اقدام به حذف فیزیکی و ترور مخالفان دولتی" دانسته و محکوم کرده است.

اقبال مرادی، پدر و عموی زانیار و لقمان مرادی است که به قتل امام جمعه مریوان متهم شده‌اند و از ده سال قبل زیر حکم اعدام قرار دارند. زانیار مرادی دو روز پس از ترور پدرش طی نامه‌ای از زندان رجایی شهر نوشت: «در کمال ناباوری، شهادت پدر گرانقدر و اسطوره مقاومت خود را بعد از تحمل ده سال حبس و حکم ناعادلانه و غیرانسانی اعدام شنیدم؛ که گویا مورد اصابت گلوله از سوی افراد ناشناس قرار گرفته و رهسپار کاروان شهیدان راه آزادی شده است.»

ترور اقبال مرادی، چهارمین سوءقصد علیه فعالان کرد ایرانی طی ۵ ماه در اقلیم کردستان عراق است. گفته می‌شود که ماموران امنیتی اربیل به کادرهای احزاب ایرانی درباره سوءقصدهای احتمالی هشدار داده‌اند.

رضا کعبی، معاون دبیرکل "حزب کومله زحمتکشان" به دویچه‌وله فارسی می‌گوید: «ایشان از پیشمرگان سابق کومله و از فعالان تشکیلات مخفی بود اما جای مناسبی را انتخاب نکرده بود. شهر پنجوین برای پناهندگان سیاسی کرد ایرانی کلا شهر خطرناکی است چون با نوار مرزی فاصله‌ای تقریبا ندارد و جنب و جوش ماموران جمهوری اسلامی در آنجا زیاد است. من خودم یکبار به اقبال مرادی گفته بودم آنجا نماند. اواخر با پژاک همکاری داشت اما چون دیگر وابستگی سازمانی به هیچ حزب کردی نداشت، فکر می‌کرد دیگر خطری متوجه‌اش نیست.»

پسر اقبال مرادی در نامه‌ای سرگشاده از زندان نوشته که بالاخره واقعیت تلخ زندگی‌اش به وقوع پیوست: «پدر عزیزم! اکنون نه تو صدای مرا میشنوی و نه من میتوانم که بعد از این همه سال دوری با دوباره دیدنت شاد بشوم. ظلم استبداد با به شهادت رساندنت تنها توانست که قامت زیبایت را از ما بگیرد اما با میراثت میخواهند چه کنند؟ میراثی برای انسان و انسانیت که تمام زندگانیت را در این راه گذاشته‌ای و بارها و بارها به پیشواز مرگ رفتی و مرگ را به سخره گرفتی. برای آنکه آزادی و برابری را نه برای خود و فرزندانت بلکه برای تمام مردمانی که در جهانت می‌زیستند می‌خواستی...»

رضا کعبی معتقد است که تلاش جمهوری اسلامی برای ترور فعالان کرد به خاطر آن است که فعالیت احزاب کرد در اقلیم کردستان، با تبلیغات و ادعاهای این نظام نمی‌خواند: «هرگاه جمهوری اسلامی در کردستان ایران تحت فشار قرار می‌گیرد اولین کارش این است که ضربه‌ای به این احزاب بزند. تبلیغ می‌کنند که ما با مردم بیگانه‌ایم و از جامعه دور شده‌ایم».

جمهوری اسلامی معمولا ترور کادرهای احزاب کرد ایرانی را به رقابت‌ها و کشمکش‌های درون گروهی نسبت می‌دهد. رضا کعبی درجات بالای اختلاف‌‌ تاکتیکی و استراتژیکی بین فعالان کرد را می‌پذیرد اما هرگونه خشونت و تفرقه و حذف فیزیکی مخالفان در احزاب کردستان را رد می‌کند. او در اثبات این گفته به تشکیل "مرکز همکاری احزاب کرد" اشاره می‌کند؛ مرکزی شامل حزب دموکرات کردستان ایران، حزب دموکرات کردستان، کومله انقلابی زحمتکشان کردستان ایران، کومله زحمتکشان کردستان و سازمان "خبات" (مبارز) کردستان ایران.

اما آیا مقامات اربیل عراق پاسخی در قبال تامین جانی افراد در خاک اقلیم دارند؟ آیا احزاب کرد ایرانی، آنها را هم محکوم می‌کنند که ناظر چنین ترورهایی هستند؟

رضا کعبی می‌گوید: «در چند روز گذشته همه انتظار داشتند که اقلیم توضیح بدهد و در رابطه با چند ترور اخیر چیزی بگوید. این انتظار به جایی است زیرا ما احزاب کردستان ایرانی، در اقلیم دفتر داریم، اردوگاه داریم و کمیته مرکزی‌مان اینجاست. باید روشن شود که چرا در حیطه قلمرو اربیل چنین اتفاقاتی می‌افتد.»

کعبی ارتباط چندانی بین رفراندوم استقلال کردستان عراق و افزایش ترورها در اقلیم نمی‌بیند اما می‌گوید پشتیبانی کردهای ایران از این همه‌پرسی، مقامات جمهوری اسلامی را بسیار عصبانی کرد: «وقتی بحث رفراندوم شد، کردستان ایران بیش از کردستان عراق به پیشواز رفراندوم رفت. در شهرهای بزرگی مثل سنندج ده‌ها هزار نفر از مردم در خیابان‌ها ماندند. جمهوری اسلامی در حالی که در سراسر ایران جنبش‌های اعتراضی شکل گرفته، از مسئله کردها خیلی نگران است.»

مرکز همکاری احزاب کردستان ایران با صدور یک اطلاعیه از مقامات اقلیم خواستار پاسخگویی شده است. رضا کعبی می‌گوید: «ما درخواست جلسه کرده‌ایم و هنوز جواب نداده‌اند. مرتب هشدار می‌دهند که خودمان باید مراقب باشیم اما این از مسئولیت آنها کم نمی‌کند.»

Go to top